يا بهاء،اي واقف راز نهان مطلع بر آشكار و سرٌ جان
دردلم جزء عشق رويت گر بوَِد يكسره ازجان ودل آنرا بران
دل كه شد پاك و مصفٌي جاي اوست
نمي بيند چشم پاكان غير دوست
RSS